محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
58
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
دلآزردگى به خانه برمىگشت و با آن همسر نيكوكار روبرو مىشد و او همانسان
--> چه بسيار جاى شگفت است ! آيا بر على بن ابيطالب طعن مىآورند يا بر رسول خدا ؟ با آن كه خداوند در آياتى از قرآن پيامبر ( ص ) را از اين نهى كرد كه زن مؤمنى را در همسرى مردى كافر باقى بگذارد و اين در حالى است كه هيچكس ترديد ندارد كه فاطمه بنت اسد از مؤمنان نخستين بود و در عين حال در همسرى ابو طالب تا وفات او باقى ماند » ( الغدير ، ج 7 ، ص 389 ) . 6 - از زبان امام باقر ( ع ) ؛ روايت شده است كه فرمود ؛ « به خداوند سوگند ، اگر ايمان ابو طالب در يك كفّهء ترازو و ايمان اين مردم در كفّهء ديگر نهاده شود ايمان ابو طالب بر ايمان آنان مىچربد » ( همان ، ص 390 ) . 7 - از زبان امام صادق ( ع ) ؛ آمده است كه فرمود : « مثل ابو طالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان را در دل نهان داشتند و شرك را اظهار كردند و خداوند آنان را دو پاداش داد » . ( همان ) . 8 - از زبان امام رضا ( ع ) ؛ هنگامى كه فردى به آن حضرت نامه نوشت كه « در ايمان ابو طالب ترديد كردهام » و آن حضرت در پاسخ پس از ذكر آيهء قرآن كريم ( نساء / 115 ) چنين مرقوم فرمود : « اگر به ايمان ابو طالب اقرار نكنى سرنوشت به سوى دوزخ خواهد بود » ( الغدير ، ج 7 ، ص 381 ) . . د : ابو طالب و بهانهها : برخى براى اثبات مسلمان نبودن ابو طالب ادلّهاى آوردهاند كه بيشتر مىتوان آنها را بهانه ناميد و نه دليل . عمدهترين اين بهانههاى دليل گونه به قرار ذيل است : 1 - آيات قرآن : در اين زمينه بيشتر به سه آيه از آيات قرآن استناد شده و نزول آنها در شان ابو طالب دانسته شده است كه به ترتيب به آنها اشاره مىكنيم : سوره انعام / آيه 26 : « آنان از آن نهى مىكنند و از آن دورى مىگزينند و تنها خويش را به هلاكت مىافكنند و درك نكنند » . گفتهاند اين آيه دربارهء ابو طالب نازل شده و مراد از آيه اوست كه مردم را از آزار پيامبر ( ص ) نهى مىكرد و در عين حال خود از درآمدن به اسلام امتناع داشت . اين ادّعا باطل است به اين دليل كه اولا با ديگر تفاسيرى كه مراد از آن را عموم كفّار مىداند در تعارض است ، ثانيا سياق آيات مفيد همين عموم مىباشد آنگونه كه ابن كثير در تفسير خود ( ج 2 ، ص 127 ) همين قول را از ابو حنيفه ، مجاهد ، ضحّاك ، ابن جرير طبرى نقل مىكند و خود نيز آن را اظهر مىداند ، همچنان كه رازى نيز در تفسير خود همين قول را اقوى مىشمرد و قرطبى نيز آن را ذكر مىكند - و ثالثا سند حديثى كه نزول آيه در مورد ابو طالب را اثبات مىكند در بخشى مرسل و در بخشى مسند خود نيز راوى آن به تدليس متّهم شده است . ( الغدير ، ج 8 ، ص 3 تا 8 ) . سورهء توبه / آيه 113 : « براى پيامبر و ايمان آوردگان آن [ حق ] نيست كه براى مشركان